حسين مروج
502
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
اين است كه سفر مسافر معصيت نباشد . شرح لمعه ، كتاب صلات معفوج - مردى كه مانند زنان با آن جماع مىشود . موارد استعمال : مردى اگر به مرد ديگر معفوج بگويد حد قذف به آن جارى مىشود . مجمع البحرين معقولة - شترى كه با عقل ( حبل ) بسته شود . موارد استعمال : در حديث است كه نهر الابل بايد در حال معقوله انجام شود . الكافى ، ج 4 ، ص 297 معلّق - چيز آويزان . قاموس قرآن موارد استعمال : در حديث است آيا نماز بر روى رفّ ( چوب پهن كه هر دو طرف آن روى ديوار است ) معلق درست است يا نه ؟ مجمع البحرين معلّم السّباحة - كسى كه به مردم شنا ياد مىدهد . موارد استعمال : در صورت غرق شدن بچه ، معلم السباحه ضامن است . شرح لمعه ، كتاب ديات معلوفة - حيوانى كه در معلاف ( آخور ) علف داده مىشود . در عرف فقها ، حيوانى است كه در عرف مردم به آن مىگويند كه از علف مالك اداره مىشود . موارد استعمال : انعام ثلاثه در صورت معلوفه بودن زكات ندارند . شرح لمعه ، كتاب زكات معنف الزّوجة - 1 ) مردى كه با زن خود با فشار و زور جماع نمايد . 2 ) مردى است كه زن خود را به بغل بگيرد و سخت فشار دهد . مجمع البحرين موارد استعمال : معنف الزوجه در صورت تلف شدن زن ضامن ديهء او مىباشد . شرح لمعه ، كتاب ديات معنقة الزّوج - 1 ) زنى را گويند كه زوج خود را به بغل بگيرد و سخت فشار دهد . 2 ) زنى است كه با مرد خود با فشار جماع كند . موارد استعمال : معنقة الزوج در صورت تلف شدن مرد ضامن ديهء او مىباشد . شرح لمعه ، كتاب ديات معوّذتان - سورههاى « قل اعوذ برب الفلق » و « قل اعوذ برب الناس » است . موارد استعمال : كسى كه در خواب ناراحت مىشود در موقع ورود به رختخواب معوذتان را بخواند . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 296 معونة الظّالم - ظالم را در ظلم يارى كردن است . موارد استعمال : معونة الظالم حرام است . شرح لمعه ، كتاب متاجر معير - مقياس گيرنده . در عرف فقها ، كسى را گويند كه مال خود را با عقد عاريه در اختيار كسى قرار دهد . موارد استعمال : كمال و جايز التصرف بودن معير در عقد عاريه شرط است . شرح لمعه ، كتاب عاريه معين - يارىكننده ، اعانتدهنده . در عرف فقها ، كسى است كه حاكم شرع او را به عنوان كمك به وصى تعيين مىكند .